در محضر آیت ا.. بهجت (ره):<\/h6>
چند حکایت از آیت ا.. بهجت (ره) 1. ارزش نماز اول وقت <\/h6>
آقای مصباح می گوید: آیت الله بهجت از مرحوم آقای قاضی (ره) نقل می کردند که ایشان می فرمود: |

در محضر آیت ا.. بهجت (ره):
رهنمودهایی به جوانان و نوجوانان
بسم الله الرحمن الرحیم نوجوانها و جوانها باید ملتفت باشند که همچنانی که خودشان در این سن هستند و روز به روز به سن بالا می روند، علم و ایمانشان هم باید همین جور باشد، مطابق این باشد، معلوماتشان، از همان کلاس اول علوم دینیه، به بالا برود، ایمانشان ملازم با همین علمشان باشد. |

در محضر آیت ا.. بهجت (ره):
راضی به رضای الهی
حجة السلام والمسلمین قدس از شاگردان آقا می گوید:
« یک روز از روزهای درسی کمی زودتر به خانه آیت الله العظمی بهجت رفتم ـ زیرا ایشان گاهی از اوقات وقتی شاگردان به درس حاضر می شدند هرچند یک نفر هم بود به اتاق درس می آمد و تا هنگام آمدن دیگران احیاناً جریان و یا حدیث و یا نکته اخلاقی را گوشزد می کردند ـ بنده نیز به طمع مطالب یاد شده قدری زودتر رفتم. خوشبختانه آقا که صدای « یا الله » حقیر را شنید زودتر تشریف آورد، بعد از احوالپرسی فرمود:
در نجف یکی از آقازاده های ایرانی که از اهل همدان و بسیار جوان زیبا و شیک پوش بود و از هر جهت به جمال و خوش اندامی شهرت داشت، به بیماری سختی گرفتار و از دو پا فلج شد به گونه ای که با عصا بیرون می آمد.
من سعی داشتم که با او روبرو نشوم، زیرا فکر می کردم با وصف حالی که او داشت، از دیدن من خجالت می کشد، لذا نمی خواستم غمی بر غمش بیفزایم. یک روز از کوچه بیرون آمدم و دیدم او سر کوچه ایستاده است و ناخواسته با او روبرو شدم و با عجله و بدون تأمل گفتم: حال شما چطور است؟ تا این حرف از دهانم بیرون آمد ناراحت شدم و با خود گفتم که چه حرفی ناسنجیده ای مگر حال او را نمی بینی! چه نیازی بود از او بپرسی؟ به هر حال خیلی از خودم بدم آمد.
ولی بر خلاف انتظار من، وقتی وی دهان باز کرد مثل اینکه آب یخ روی آتش ناراحتی درونم ریخت، چنان اظهار حمد و ستایش کرد و چنان با نشاط و روحیه ابراز سرور کرد که گویا از هر جهت غرق در نعمت است من با شنیدن صحبت های او آرام گرفتم و ناراحتی ام بر طرف گردید. »

در محضر آیت ا.. بهجت (ره):
بر آستان اهل بیت علیهم السلام
ائم? اطهار (علیهم السلام) هم ترس از جهنّم داشتند و هم طمع به بهشت، ولی عبادت را برای خوف و طمع نمی کردند. [در محضر بهجت:1/23]
اگر مسأل? امام شناسی بالا رود، خداشناسی هم بالا می رود، زیرا چه آیتی بالاتر از امام (علیه السلام)؟! امام آیینه ای است که حقیقت تمام عالم را نشان می دهد. [در محضر بهجت:1/41]
ائمه (علیهم السلام) از حال ما غافل نیستند، اگرچه ما از آن ها غافل باشیم. [در محضر بهجت:1/208]
هر بلایی که به ما می رسد، در اثر دوری از اهل بیت (علیهم السلام) و روایات مأثور? از ایشان است. [در محضر بهجت:1/274]
نجات برای کسی است که اهل بیت (علیهم السلام) را در همه جا مورد تخاطب و حاضر ببیند. [در محضر بهجت:1/295]
پا جای پای معصومین (علیهم السلام) بگذارید نه جای پای دیگران! ملازم علما باشید! و همیشه روشن باشید، و با مطالب مفید، حیات بخش و آموزنده سر و کار داشته باشید! [در محضر بهجت:1/302]
حرم مطهّر امام رضا (علیه السلام) نعمت بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانی ها است، عظمتش را خدا می داند! [در محضر بهجت:1/328]
توفیق زیارت، ربطی به داشتن پول ندارد. [در محضر بهجت:1/329]
ایرانی ها باید نعمت حرم حضرت امام رضا (علیه السلام) را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند! [در محضر بهجت:1/329]
خدا کند این توجه و ارادت و محبت به اهل بیت (علیهم السلام) در دلهای ما باقی بماند و با محبت آنها از دنیا برویم. [در محضر بهجت:1/334]
چرا ما شیعیان هر روز به پای منبر امیرالمؤمنین و ائم? هدی و رسول الله (علیهم السلام) نمی رویم و به حِکَم، آداب و معارفی که الی ما شاء الله در اخبار آنها نهفته است، گوش فرا نمی دهیم؟![در محضر بهجت:2/283]
انسان اگر هر یک از مشاهد مشرّفه را طواف کند، هم? مشاهد را در همه جا زیارت کرده است و برای او مفید است. [در محضر بهجت:2/400]
توسّلات، خیلی نافع است. به این امامزاده ها زیاد سر بزنید! این بزرگواران همچون میوه ها که هر کدام یک ویتامین خاصی دارند، هر کدامشان خواص و آثاری دارند. [گوهرهای حکیمانه:104]
از محبّت اهل بیت (علیهم السلام) نباید دست برداشت، همه چیز توی محبّت است، اگر چیزی داریم از محبّت است. [به سوی محبوب:122]
در شب عید غدیر و شب های مثل آن... باید فضیلت این شبها و روزها و صاحب آنها و مطاعن دشمنان ایشان و احادیث وارده در زمین? ولایت، با اقام? دلیل و برهان ذکر شود تا موجب تقویت عقاید مذهبی مستمعین گردد، نه این که این گونه مجالس، به خنده و لهو و لعب گذرانده شود. [در محضر بهجت:2/9]
یکی از کرامتهای شیعه، قبور و مزارهای امامزادگان است، لذا نباید از زیارت آنها غافل باشیم و خود را اختیاراً محروم سازیم! [در محضر بهجت:2/55]
خدا می داند رحمت اهل بیت (علیهم السلام) و خاندان رسالت چه قدر وسیع است! رحمت اینها، تابع رحمت واسع? الهی است! [در محضر بهجت:2/86]
اهمّ آداب زیارت این است که بدانیم: بین حیات معصومین (علیهم السلام) و مماتشان، هیچ فرقی وجود ندارد! [برگی از دفتر آفتاب:140]
اگر کسی بخواهد تشنگی و عطش دیدار آنها [معصومین (علیهم السلام)] را در وجود خود تخفیف دهد، زیارت مشاهد مشرّفه، به منزل? ملاقات آنها و دیدار حضرت غایب (عج) است. آنها در هر جا حاضر و ناظرند. [در محضر بهجت:2/400]
دیده و شنیده شده است که اشخاصی در مشاهد مشرّفه به امامی که صاحب ضریح است سلام کرده، و جواب سلام را شنیده اند! [در محضر بهجت:1/69]
بُکاء بر مصائب اهل البیت (علیهم السلام) و به خصوص سیدالشهداء (علیه السلام) شاید از آن قبیل مستحباتی باشد که مستحبّی افضل از آن نیست! (بکاء مِن خَشیَةِ الله: گریه از ترس خداوند)، آن هم همین جور است، شاید افضل از آن نباشد! [نکته های ناب:63]
محبّت صادقانه این است که محبّتِ مخالف در آن نباشد. هر کس به هر کدام از این چهارده معصوم (علیهم السلام) محبّت داشته باشد، کارش تمام است. فقط شرطش این است که محبّتش راست باشد.[نکته های ناب: 74]
به هر اندازه از بیانات اهل بیت (علیهم السلام) دور باشیم، از خود ایشان دوریم.[نکته های ناب: 74]
یک دست شما قرآن، و دست دیگر عترت باشد! عترت، معارفش در مثل نهج البلاغه است؛ اعمالش در مثل صحیف? سجّادیّه است، اعمال تکلیفیّه اش در مثل همین رساله های عملیّه است.[به سوی محبوب: 118]
دربار? حضرت علی اکبر (علیه السلام) وارد است که امام حسین (علیه السلام) هنگام به میدان رفتن و وداع آن بزرگوار، به مادرش لیلی فرمود: (دَعیه، فَقَد اشتاقَ الحَبیبُ الی لِقاءِ حَبیبه: رهایش کن، که دوست، به دیدار محبوبش اشتیاق پیدا کرده است!)
در بعضی ادعیه هم خطاب به حضرت حقّ می خوانیم: (یا حَبیبَ مَن لاحَبیبَ له:ای دوست کسی که دوستی جز تو ندارد!) [در محضر بهجت:2/192]

در محضر آیت ا.. بهجت (ره):
علاقه به مرگ
در کلمات امیرمؤ منان على (علیه السلام ) آمده است که فرمود: والله لابن ابى طالب آنس بالموت من الطفل بثدى امه (1)
به خدا سوگند، قطعا علاقه پسر ابى طالب به مرگ ، از علاقه کودک به پستان مادر بیشتر است .
و در کلمات سیدالشهداء (علیه السلام ) آمده است :
و ما اءولهنى الى اءسلافى ! اشتیاق یعقوب الى یوسف (2)؛ ((چه قدر به گذشتگانم علاقه مندم و سرگشته ام ! بسان علاقه حضرت یعقوب به حضرت یوسف (علیه السلام ) ))
هم چنین به هنگام خروج از مکه و حرکت به سوى کربلا طى نطقى فرمود:
من کان باذلا فینا مهجته ، موطنا على لقاء الله نفسه ، فلیرحل معنا.(3)
هر کس مى خواهد جان خود را درباره ما بذل کند و خود را براى ملاقات با خدا آماده کرده است ، با ما کوچ کند.یعنى همه را به جهاد و جنگ و کشته شدن دعوت مى نمود.
1- نهج البلاغه : 52، بحارالانوار 28: 233، 71: 57، 74: 334.
2- بحارالانوار 44: 366؛ کشف الغمه : 29، اللهوف : 60.
3- بحارالانوار 44: 366، اللهوف : 60.

گفتند: یک بت پرستى بوده که در دهه عاشورا نذرى داشته است که باید این دهه را مهمانى بدهد و براى سیدالشهداء عزادارى کند.
براى همین ، یک طبقه اى را به مسلمان ها منحصر مى کرد و مى گفت : ((هر جورى که خودتان مى خواهید، اطعام کنید. این طبقه تماما دست شماست . این هم پول ، دیگر به ما کارى نداشته باشید. ما هم به شما کارى نداریم .))
ظاهرا در هر سالى صد هزار روپیه خرج این مطلب مى کرد.
در یک سالى رفقایش آمدند و گفتند: ((این مبلغ زیاد است . شما مثلا این (پول ) را نصف بکن .)). صدر هزار روپیه در آن زمان زیاد بوده که این ها گفته اند نصف بکن .
در همین موقع که مى گفت چه بکنم ، یک کارخانه اى درست مى کرده و براى افتتاح کارخانه رفته بود. هنگامى که آن جا را تماشا مى کرده ، لباسش به چرخى که در کارخانه به کار آورده بودند، گیر مى کند و به داخل آهن ها مى رود. به حسب ظاهر، کارش تمام شده بود (و مرگش حتمى )، اما مى بینند یک کسى از داخل ، این بت پرست را گرفت و بیرون انداخت .
وقتى به او رسیدند، بى حال بود. بعد که به حال آمد، گفت : ((دویست هزار روپیه ))! گفتند؟ ((چه شد؟)) گفت : ((من که در چرخ کارخانه افتادم ، یک کسى آمد مرا گرفت و بیرون انداخت . گفتم : ((آقا تو که هستى ؟)) گفت : ((من همان هستم که صدهزار روپیه براى عزادارى من خرج مى کنى .)) وقتى که به هوش آمدم ، داد زدم که دویست هزار روپیه باید بدهم )).
البته شکى نیست ، یقین دارم که اگر (کسى ) بت پرست هم باشد یک توفیقى که مسلمان شود (شاید بیابد) و اگر نشد، تخفیفى در عذاب ، به آن ها داده مى شود. همه که در جهنم در یک رتبه نیستند. طبقاتى (گوناگون ) داریم . بعضى از بعضى دیگر متنفرند که خدا مى داند چه تنفرى دارند و مى گویند: ((خدا نکند ما پهلوى آن ها برویم )). چون عذاب آن ها در آن طبقه ، نسبت به طبقه پایین تر رحمت است .

صلوات کلید حل مشکلات
شیرینی عسل:
روزی حضرت محمد مصطفی (ص) وامیر مومنان علی (ع) در میان نخلستان نشسته بودند که زنبور عسلی شروع کرد دور پیغمبر چرخیدن. پیغمبر فرمود: یا علی می دانی این زنبور چه می گوید؟ حضرت علی (ع) فرمود خیر. رسول اکرم فرمود: این زنبور امروز مارا مهمان کرده ، میگوید : یک مقدار عسل در فلان محل گذاشتم ،امیر مومنان را بفرستید تا آن را از آن محل بیاورد. امیر مومنان بلند شد وعسل را از آن محل آورد. حضرت رسول خدا فرمود:ای زنبور غذای شما از شکوفه گل تلخ است ، به چه علتی آن شکوفه به عسل شیرین تبدیل می شود؟زنبور گفت : یا رسول الله شیرینی این عسل از برکت ذکر وجودمقدس شما است، چون هر وقت مقداری از شکوفه استفاده می کنیم همان لحظه به ما الهام می شود که سه بار برشما صلوات بفرستم. وقتی که صلوات می فرستیم به برکت نام شما عسل ما شیرین می شود. |

عارفی را دیدیم که در دستی آب داشت و در دستی آتش..میگفت میروم که
آب بر دوزخ ریزم و آتش در بهشت کشم... تا کسی خدا را نه از بیم آتش
پرستد و نه از ذوق بهشت..خدا را برای خدا باید خواست

دوستان عزیز برای سهولت در امر جستجو و راحتی شما مطالب مخصوص نماز که در این وبلاگ موجود است به صورت فهرست وار در این پست قرار داده ایم
خلبان شهید عباس بابائى و اهمیت او به نماز
خاطرهاى شنیدنى از شهید آیة الله دستغیب
مناجات شهید آیة الله مدنى
اهتمام شهید رجائى به نماز اوّل وقت
امام خمینى(رحمه الله) و اهمیت او به نماز اول وقت
حاج آخوند و نماز بر روى یخ
کلام غزالى درباره نماز
بوعلى سینا و توجه او به نماز
گاه نماز
کیفیت نماز در کیشمانى
عبادت در مکتب سیکها
نماز در شریعت حضرت موسى(علیه السلام)
شرایط و مقدمات نماز
نماز در شریعت عیسى(علیه السلام)
روح عبادت در مذاهب چین و ژاپن
نماز در اسلام
پیام نماز عاشورا
روح عبودیت امام(علیه السلام)
توجه به نماز و نقش سازنده آن
تجلى نماز در سیره بزرگان
وصیت ملا حسنعلى اصفهانى درباره نماز
نماز از دیدگاه ملا محسن فیض کاشانى
معجزه نماز آیه الله قمى
آیه الله بهاء الدینى و اهتمام او به نماز
4 ـ ریا و خودنمایى در نماز
3 ـ پرخورى باعث کسالت از اقامه نماز است
5 ـ مال حرام مانع کمال نماز
6 ـ رابطه نماز با خمس و زکات
7 ـ تأثیر ربا در نماز
8 ـ مستحباتى که ضرر به واجب رساند
9 ـ عاق والدین مانع کمال نماز
10 ـ غیبت برادران دینى مانع کمال نماز
11 ـ آزردن همسر مانع قبولى نماز
12 ـ عدم تأثیر نماز آنان که چشم آلوده دارند
نماز روش همه انبیاى الهى
نماز در ادیان
نماز در آئین زرتشت
نماز در آئین زرتشت
نماز پنجگانه در کیش زرتشت
1 ـ شرب خمر
موانع کمال نماز
2 ـ خوددارى از بول در حال نماز

«بسم رب المهدی المنتظر»
بر تو درود و بر تو سلامم
بر من بتاب ای ماه تمامم
بر تو غلامم؛ تویی امامم
اگر چه ای گل، من بر تو خارم
خدا میدونه که، تویی باغ و بهارم
ای خسته یارم
زیبا نگارم
غیر تو مولا، به خدا کسی ندارم
ای گل گزارم
چشام مثه ابر بهاره
از هجر آقامون میباره
الهی که از راه بیاد و پا روی چشمامون بذاره
دل بیقراره
در انتظاره
مولا نگاهی، بنما به حالم
از بار عصیان، شکسته بالم
ارباب عالم، نما حلالم
وای از غریبی
وای از جدایی
آنکس که از عالم، نماید دلربایی
سوزد ز داغ بی آشنایی
میبارد از چشمش گهر از بی وفایی
وای از جدایی
دل آقامون غرق خونِ
از دست ما و این زمونه
اگر نیومده میدونم، به خاطر گناهامونه
هرچی بدم من، اون مهربونه
اون مهربونه


