
تو که دل را به نگاهی بربودی ز کفم بپرستاری بیمار دل افکار بیا
آتش هجر تو سوزانده همه هستی من به تسلای دل و جان شرربار بیا
اشک هجر است که از دیده من میبارد بهر غمخواری این چشم گهر بار بیا
دل من خون شد و از دیده برون میریزد به تماشای دل و دیده خون بار بیا
یوسف فاطمه (ع) بین منتظران منتظرند پرده بردار ز رخ بر سر بازار بیا
نوشته شده در یکشنبه 7/7/87ساعت
1:38 عصر به قلم من منتظرم | نوای شما منتظران ( ) |


