عارفی را دیدیم که در دستی آب داشت و در دستی آتش..میگفت میروم که آب بر دوزخ ریزم و آتش در بهشت کشم... تا کسی خدا را نه از بیم آتش پرستد و نه از ذوق بهشت..خدا را برای خدا باید خواست
نوشته شده در دوشنبه 22/4/88ساعت
1:7 صبح به قلم من منتظرم | نوای شما منتظران ( ) |


